ادعای ارضی جمهوری آذربایجان به خاک ایران

                                                   اعظم نره ای

                                              دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقه ای

                                                 دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا

                                                زمستان 1390

چکیده :

جمهوری آذربایجان، به عنوان بزرگترین کشور قفقاز جنوبی و با برخورداری از منابع قابل توجه انسانی، انرژی و طبیعی و همچنین بهره‌مندی از امکانات زیرساختی مناسب و نرخ رشد اقتصادی شایان توجه در سال‌های اخیر، ضمن برخورداری از جایگاه منطقه‌ای و اهمیت فرامنطقه‌ای، به دلیل عدم رابطه با ارمنستان و تداوم مناقشه قره‌باغ در طول دو دهه‌ی اخیر یکی از کانون‌های مهم مورد توجه در نظام‌بین‌الملل بوده است که این باعث ادعاهای خاص آن هم در خصوص خاک ایران داشتن فکری باطل است که در این تحقیق به روش تحلیلی و توصیفی در صدد بررسی این پرسش است که ادعای ارضی آذربایجان نسبت به خاک ایران به چه صورت می باشد .


مقدمه

آذربایجان در میان سیاست‌های ایران در منطقه‌ی قفقاز حائز نقش مرکزی و تعیین‌کننده است. هرچند ایران و آذربایجان دارای پیوندهای تاریخی، فرهنگی و مذهبی مشترکی هستند، اما علی‌رغم این پیوستگی‌ها رابطه دو طرف هرگز دوستانه نبوده است.. با توجه به اسناد موجود تاریخی واهی بودن ادعای مقامات آذربایجانی مشعر بر وجود خان نشینهای مستقل آذری در قرن 19 در قلمرو ایرانی شمار رود ارس در قفقاز را به اثبات می رساند. ص 2 مرزهای جنوب غربی جمهوری آذربایجان با جمهوری اسلامی ایران در اثر مناقشه قره باغ کوهستانی و اشغال آن توسط ارامنه اکنون در کنترل این کشور قرار ندارد  ارتباط جمهوری آذربایجان با نخجوان با استاده از راههای که از اراضی ارمنستان می گذرد. برقرار می شد. پس از مناقشه قره باغ ارتباط مستقیم جمهوری آذربایجان و نخجوان امکان پذیر نیست و این ارتباط در حال حاضر از قلمرو جمهوری اسلامی ایران صورت می گیرد. ص 3 مرزهای جمهوری آذربایجان در جنوب با ایران مرزهای طبیعی است که شامل رود ارس کوههای تالش رودهای بلغارچای و آستارا چای است طول مرزهای جمهوری آذربایجان با ایران 765 کیلومتر است. ص11 دوره جدید مباحث کشورها و سازمانهای بین المللی

موقعیت جغرافیایی:

جمهوری آذربایجان با طول حدود 500 کیلومتر (شرق به غرب)، عرض حدود 400 کیلومتر (شمال به جنوب) و مساحت 600/86 کیلومتر مربع، 5/46درصد از مساحت قفقاز جنوب را به خود اختصاص داده و بزرگ ترین کشور در ناحیه ی قفقاز جنوبی می باشد.(افشردی، ص46 )جمهوری آذربایجان که تقریبا در 46 طول جغرافیایی و 39 عرض جغرافیایی واقع شده نسبت به دو جمهوری ارمنستان و گرجستان ، شرقی ترین جمهوری است که منطقه حاشیه دامنه های جنوبی کوههای قفقاز رات اشغال کرده است . این جمهوری که در شرق منطقه قفقاز در کنار ساحل غربی ذریای خزر واقع شده ، در جنوب با جمهوری اسلامی ایران ، در غرب با جمهوری ارمنستان و ترکیه ،در شمال غربی با جمهوری گرجستان و در شمال با جمهوری خودمختار داغستان واقع در روسیه فدراتیو هم مرز است . بخش اصلی سرزمین آذربایجان بین انتهای جنوب شرقی قفقاز علیا ، انتهای جنوب شرقی قفقاز سفلی و کوههای تالش قرار دارد . تنها 10% سرزمین این کشور پوشیده از جنگل است و بخش وسیعی از این جمهوری زمینهای پست اطراف دو رودخانه کورا ، که از شمال غربی دریای خزر جریان دارد ، و شعبه آن رود ارس که در امتداد مرز با ایران واقع شده، را شامل میشود .این جمهوری با مساحتی حدود 33400 مایل مربع یا 86600 کیلومتر مربع از کشور سریلانکا بزرگتر و هم اندازه کشور پرتغال است.آذربایجان شامل جمهوری خودمختار نخجوان که توسط سرزمین ارمنستان از آن کشور جدا میشود و همچنین منطقه خود مختار ناگورنوقره باغ است.(جمهوری آذربایجان35 ص 1) جمهوری آذربایجان در همسایگی شمال غربی ایران که از جنوب با استانهای اردبیل، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی جمعاً به طول 767 کیلومتر با ایران هم مرز است در نقطه تلاقی قاره های آسیا و اروپا واقع شده و به دلیل موقعیت چهار راهی خود ارتباط روسیه را در شمال با ایران خلیج فارس و دریای عمان و از آن طریق با آبهای جهان در جنوب فراهم می سازدم جمهوری آذربایجان قلمروی در شمال رود ارس منطبق با ایالات اران و شیروان برای نخستین بار پس از سقوط امپراتوری روسیه در سال 1917 و بروی کار آمدن بلشویکها با استقاده از خلاء قدرت و با کمک ترکهای عثمانی موفق شد در سال 1918 حکومتی تحت عنوان جمهوری آذربایجان را تشکیل بدهد. این حکومت در سال 1920 از سوی ارتش سرخ روسیه لغو و قلمرو آن در داخل اتحاد شوروی قرار گرفت که تا سال 1991 تا زمان فروپاشی شوروی به حیات خود ادامه دارد در سال 1991 آذربایجان اعلام استقلال کرده و به عنوان کشور مستقل به عضویت سازمان ملل متحد درآمد ص نه تبلیغات مسموم ضد ایرانی را در اندیشه های پان ترکیستی ایلچی بیگ و هواداران او می توان جستجو کرد که در زمینه ترویج ایده های تخیلی پان آذریستی و پان ترکیستی فعالیت می کردند و به عنوان عنصری ضد ایرانی شناخته می شد که در مصاحبه های خود آشکارا از تجزیه ی ایران سخت می گفت و به صورت علنی خواستار کمک آمریکا برای تشکیل حکومت آذربایجان بزرگ را از زمان شوروی بوده است و برخی ازکشورهای منطقه و خارج منطقه او را در این کار تشویق می کردند بهرام امیر احمدیان ص ده 

اهمیت متقابل ایران و آذربایجان برای یکدیگر

برای جمهوری آذربایجان ایران تنها یک کشور معمولی نیست. در ابتدا ایران یکی از همسایگان جنوبی آذربایجان است. دو کشور حدود 618 کیلومتر مرز خاکی با هم دارند. هر دو کشور دارای ارزشهای مشترک متقابل و بعضی از عناصر فرهنگی مشترک هستند. آذربایجان بعد از ایران دومین کشور شیعی جهان از لحاظ جمعیت است. عضویت دو کشور در سازمان‌های منطقه‌ای مانند سازمان کنفرانس اسلامی و همچنین سازمان اکو شاخص مهمی است که دو کشور را به هم وابسته و پیوسته می‌کند.(Nassibli, Nasib ,Azerbaijan- Iran Relations: Challenges and Prospects Event) در منطقه قفقاز جمهوری آذربایجان بیش از دیگر جمهوری‌ها توجه ایران را به خود مبذول می‌خواند. گسترش پیوند های این جمهوری با غرب و تمایل شدید این کشور برای درگیر ساختن بیشتر منافع ایالات متحده و حضور نظامی این کشور و نیز ناتو در منطقه و نیز از ان مهمتر تقویت برخی هیجانات و احساسات شووینیستی و ضد ایرانی در این جمهوری، از جمله مسائلی هستند که به شدت می تواند برای ایران تهدید زا تلقی شود. پیشبرد روند دولت- ملت‌سازی در این جمهوری مبتنی بر افزایش پیوند ها با غرب و نیز تکیه بر برخی اسطوره ها و سمبل های ضد ایرانی به شدت تهدید کننده منافع ملی ایران بوده و ایران را به واکنش وامی‌دارد.( افشین زرگر)

ادعاهای مشکوک جمهوری آذربایجان

سخنان تحریک‌آمیز، تجزیه‌طلبانه و ضدایرانی اخیر «الهام علی‌اف»، رئیس‌جمهوری حکومت باکو، با تلویزیونی «گونی آذر تی‌وی» به همراه تکرار اقدام‌های خصمانه دولتمردان این کشور علیه ایرانیان که حتی می‌شود دشمنانه نام گیرد، زنگ خطری جدی است که باید مورد توجه و واکنش مناسب دولتمردان ایران واقع شود. «علی‌اف» در این سخنان درباره ضرورت تجزیه ایران سخن گفته و به خیانت‌پیشگان این بشارت را داده که در آینده نزدیک، با اتحاد کشورهای ترک‌زبان همسایه [منظور ایران] رویدادهای بزرگی در منطقه رخ خواهد داد. پیشینه جدایی اران و شروان منطقه شمال ارس و شرق ایران در تاریخ کهن ایران‌زمین، همواره با نام‌های اران و شروان و یا آلبانیای قفقاز به عنوان بخشی از ایران شناخته شده، در حالی که آذربایجان واقعی در همان محدوده استان اردبیل، استان‌های آذربایجان شرقی و غربی ایران در همه کتاب‌ها و اسناد کهن تاریخی آمده شده است. اران و شروان از هنگام جدا شدن از خاک ایران توسط روس‌ها در قرارداد شوم گلستان (1813 میلادی) همواره به عنوان ایرانی‌نشین یا Persidesky معرفی شده و تا هنگامه تغییرات نظام حکومتی شوروی از سلطنتی تزاری به حکومت کمونیستی در بیش از صد سال با این نام شناخته می‌شده است. ذکر این لازم است که در قرارداد شوم «ترکمانچای» در سال 1828 میلادی، منطقه ایروان که بعدها به نام جمهوری ارمنستان شناخته شد و منطقه نخجوان که بین ایران و ارمنستان واقع است نیز از ایران جدا و به قلمرو روسیه تزاری اضافه شد.
در فاصله سقوط نظام امپراتوری روسیه و استقرار نظام جدید کمونیستی، زمینه‌ای برای استقلال منطقه فراهم شد، ولی در غفلت ایران و سران بی‌کفایت قاجار برای بازپس‌گیری این منطقه، این میدان،‌ عرصه تاخت و تاز عثمانی قرار گرفت و گروهی از اندیشمندان و آزادیخواهان قفقازی، با حمایت و پشتیبانی قدرت‌های منطقه‌‌ای، حکومتی با نام جمهوری آذربایجان در منطقه اران و شروان تاریخی راه‌‌اندازی کردند. نام‌گذاری یکباره این منطقه به نام یکی از بزرگترین و مهمترین ولایات ایران از همان آغاز شایبه توطئه چشمداشت به سرزمین‌های ایرانی را برای اندیشمندان ایرانی به همراه داشت به گونه‌ای که بلافاصله با واکنش‌های تند همراه با نگرانی بزرگانی میهن‌دوست چون ملک‌الشعرای بهار و علامه دهخدا روبه‌رو شد. این بزرگان آینده‌نگر، در حالی که دولتمردان آن روز ایران در خواب غفلت بودند، در مقاله‌های متعددی که در روزنامه‌هایی چون «رعد»، «نوبهار» و «ایران» در فاصله سال‌های 1296 تا 1298 خورشیدی (1917 تا 1919 میلادی) به چاپ می‌رساندند، هشدار می‌دادند که مصادره نام یکی از ولایات ایران در آن سوی مرز در آینده تمامیت ارضی، آذربایجان واقعی را در معرض تهدید جدی قرار خواهد داد و همین‌گونه نیز شد.با تشکیل حزبی پان‌ترکیست با نام «کمیته مساوات» در باکو، فعالیت‌های ضدایرانی دولت باکو با حمایت دولت عثمانی شکل جدیدی به خود گرفت. با این حال، سران این حزب که به دنبال یافتن جایگاهی منطقه‌ای برای خود بودند، با عوام‌فریبی کوشیدند نگرانی ایرانیان را برای اطلاق نام جمهوری آذربایجان به اران و شروان بی‌مورد نشان دهند. این‌گونه بود که محمدامین رسول‌زاده، از سران کمیته مساوات، در پاسخ به اعتراض ایرانیان در 89 سال پیش نوشته است: «... از ما چرا ظنین هستید؟ باید تصور کنیم چنین گمان کرده‌اند که از گرفتن نام آذربایجان که اسم یک ولایت ایران است، به مسمای آن [منظور آذربایجان واقعی در ایران] نیز ما چشم داریم ... دعوی مختاریت آذربایجان به هیچ وجه به جنوب ارس راجع نیست. باز بالفعل این را اثبات می‌کنیم ... » (روزنامه ایران، شماره 439 ـ تاریخ 26 ثور 1298 خورشیدی).
رخدادهای بعدی اما این را نشان داد که رهبران ضدایرانی باکو از این تغییر نام، تنها و تنها هدف توسعه‌طلبانه و جدایی آذربایجان واقعی را با نام جعلی و واهی آذربایجان جنوبی در سر می‌پرورانده‌اند و درواقع به رغم ادعاهای رسول‌زاده، «بالفعل اثبات کردند» که با جعل نام آذربایجان به «مسمای» آن چشم داشته‌اند، زیرا چند سال بعد، بهانه این نام‌گذاری در سال 1945 حتی به اشغال و جدایی یک ساله آذربایجان واقعی از ایران منجر و با همت میهن‌دوستان ایرانی، قایله تجزیه‌طلبان با شست روبه‌رو شد.

دومین فرصت از دست رفته

دومین فرصت تاریخی بازپس‌گیری سرزمین‌های آن سوی ارس به مام میهن، هنگامه فروپاشی شوروی سابق در ژانویه 1991 بود که متأسفانه باز هم ایرانیان از این فرصت تاریخی استفاده نکردند؛ پتانسیلی که ترکیه، آمریکا و اسرائیل با فرصت‌طلبی از آن خود کردند. این‌گونه شد که به تدریج با پا گرفتن و پشتیبانی لابی‌های صهیونیستی آمریکایی در جمهوری خودخوانده آذربایجان، فشارها و تهدیدهای گوناگون علیه تمامیت ارضی آذربایجان ایران در سال‌های اخیر گسترش یافته است. بخشی از این تحرکات خصمانه باکو را با هم می‌‌خوانیم:

1-    تجزیه و پشتیبانی همه‌جانبه گروه‌های تجزیه‌طلب قومی آذری با حمایت رسانه‌های همگانی باکو، شبکه‌های تلویزیونی، رادیویی و ماهواره‌ای.

2-    تحرکات خصمانه در مرزهای دو کشور، از جمله نصب و راه‌اندازی دوربین‌های دید در شب با برد 300 کیلومتر ـ نصب رادارهای جاسوسی و رزمایش‌های متعدد نظامی.

3-    تجاوز به محدوده آب‌های ایران و حوزه‌های نفتی ایرانی دریای مازندران از جمله حوزه البرز و تغییر نام این حوزه به «آلو».

4-    در پیش گرفتن موضع خصمانه دایمی نسبت به حقوق تاریخی و خدشه‌ناپذیر ایران در دریای مازندران به ویژه سهم ملی 50 درصد ایران از این دریا.

5-     رفتارهای هیجانی همراه با کینه‌ورزی و دامن زدن به دشمنی با ایرانیان با تلقین هویت جداگانه و غیرایرانی به آذری‌های ایرانی.

6-    مصادره چهره‌های تاریخی و فرهنگی ایران زمین از جمله بابک خرم‌دین، شهریار، نظامی گنجوی، خاقانی شروانی، مولوی و ... به عنوان مشاهیر.

7-    تحت فشار قرار دادن کمیسیون دایمی سازمان ملل متحد و جمع پارلمان اروپا در راستای نامیدن ملت آذربایجان به عنوان ملت تجزیه ‌شده به منظور آماده کردن بستر مناسب برای اجرای برنامه‌‌های شوم صهیونیستی تجزیه شمال غرب ایران برای اجرای طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا.

نکته قابل توجه این‌که، جمهوری آذربایجان که با کمتر از هشت میلیون نفر جمعیت، یک‌چهارم جمعیت آذری‌های ایران جمعیت دارد، خود از جمعیت چشمگیر غیرآذری (دو میلیون تالشی‌های پارسی‌زبان، لزگی‌ها، کردها و ارامنه) برخوردار بوده و بهتر است به جای ادعاهای واهی، به حل مشکلات داخلی خود با اقدام متعدد غیرآذری‌زبان بپردازد و چاره‌آی برای منطقه قره‌باغ بیندیشد که یک پنجم خاک آن کشور را تشکیل داده و سال‌ها از قلمرو حکومت باکو خارج شده و در اختیار کشور یک و نیم میلیون نفری ارمنستان است؛ بنابراین، اگر می‌تواند ادعایی مطرح شود، باید از سوی کشور ایران برای بازپس‌گیری جزیی از سرزمین کهن خود انجام شود، نه از سوی جزء به کل.

ایران به عنوان ولی نعمت و مام میهن سرزمین‌های آن سوی ارس تاکنون کارهای مثبت بی‌شماری در حمایت از حکومت باکو داشته که نه تنها واکنش مثبتی نداشته، بلکه همواره با حرمت‌شکنی و گستاخی مقامات جمهوری آذربایجان و عوامل نفوذی آنها همراه بوده است. از آن جمله است:

1. پناه دادن به هزاران پناهجوی آذری در جنگ قره‌باغ.

2. فرستادن سوخت رایگان و تأمین برق و گاز رایگان به جمهوری نخجوان که هیچ مرز مشترکی با جمهوری آذربایجان ندارد و تنها ارتباط آن از راه ایران امکان‌پذیر است.

3. در اختیار گذاردن راه‌های مواصلاتی ایران برای انتقال کالا و مواد غذایی از باکو به نخجوان.

با نگاهی دقیق‌تر به وقایع کشورهای همجوار ایران که همزمان در حال اجراست؛ از جمله ناآرامی‌های کشمیر، درگیری‌های شرق ترکیه و شمال عراق، افغانستان، پاکستان و ... و تحرکات گسترده دولت امارات در هویت‌زدایی از خلیج فارس و جزایر سه‌گانه ایرانی و نیز توطئه‌های موجود علیه اعتبار قرارداد مرزی 1975 الجزایر با عراق و نادیده گرفتن حقوق ایران در دریای مازندران باید برای حفظ تمامیت ارضی سرزمین کهن و میراث گذشتگان، بسیار هشیار رفتار کرده و حساب‌شده گام برداریم. نوشته: " ایاز تبریزی "

 

ادعای مالکیت خاک ایران توسط آذربایجان

 

با توجه به تحرکان مشکوک دولت باکو در تحریف تاریخ، حدود آذربایجان و اران و شروان، هم اکنون شاهد گسترش تبلیغات منفی علیه ایرانیان و چاپ کتاب‌های رسمی و غیر رسمی علیه تمامیت ارضی ایران هستیم.

به گزارش «تابناک»، پس از فروپاشی شوروی و استقلال اران با نام جمهوری آذربایجان، جریانات ضد ایرانی با حضور شخصی به نام «ابو الفضل ایلچی بیگ»، قدرت را به دست گرفتند و دیگر بار، جریان ایران ستیزی در آن سامان آغاز شد و دستمایه این تبلیغات و جریان، همان ایده‌های شرق شناسان شوروی پیشین با نگاه کمونیستی بود که تلاش می‌کردند با هر ترفندی، بین ملت بزرگ ایران و مردم شمال ارس خطوط پررنگی ترسیم کنند تا علاقه‌ای به زندگی مشترک و دوستانه بین این ملت واحد جدا افتاده از هم ایجاد نشود. س.آقازاده

مطالعه کتاب‌های درسی تاریخ جمهوری آذربایجان این‌گونه استنباط می‌شود که در این کتاب‌ها از تشکیل کشور آذربایجان نوین در آینده که بخشی از خاک ارمنستان، گرجستان، روسیه و ایران در بر می‌گیرد به‌صورت علنی و آشکار صحبت شده است. مساحت مورد ادعا برای تشکیل آذربایجان بزرگ بین 514 تا 540 هزار کیلومتر مربع است که در این میان 400000 کیلومتر مربع از خاک ایران، 86600 کیلومتر مربع مساحت جمهوری آذربایجان فعلی، 7900 کیلومتر مربع از اراضی ارمنستان ـ چخور سعد تاریخی ـ 8700 کیلومتر مربع از اراضی قوبرنیای تفلیس شامل قرایازی، آخال کالکی و بخش جنوبی سیقناق و مابقی هم اراضی داغستان روسیه را در بر می‌گیرد. تمام مردم مناطق مذکور از نظر نژادی آذربایجانی هستند. 5/73% مردم آخال کالاکی آذربایجانی هستند که پس از خروج قوای عثمانی از قفقاز توسط گرجی‌ها تصرف شده است. در غرب سیقناق، گرجی‌ها و در شرق آن آذربایجانی‌ها زندگی می‌کنند. حداقل وسعت اراضی جمهوری آذربایجان محل اتصال رود کاساخ (kasax) به ارس تقریباً تا تفلیس ادامه می‌یابد «اراضی‌ای که امروز ارمنستان نامیده می‌شود زمانی جزء خاک آذربایجان بود. در قرن 18م. در آن جا خان‌نشین ایروان وجود داشت که خاک غربی آذربایجان بود. این خان‌نشین شامل محال قیزخ بولاغ، زنگی باسار، ودی باسار، سردار آباد، گویچه، دارا چیچک و غیره می‌شد. 15 محال از این قبیل وجود داشت. مردم ساکن ایروان آذربایجانی بودند. ارامنه بعدها به‌عنوان جنگ زده به این سرزمین پناه آوردند»

بعضی نویسندگان هم از این ادعا فراتر رفته و در توجیه این ادعا، مردم مسیحی قفقاز را ترک دانسته‌اند که در قلمرو آذربایجان بزرگ قرار داشتند. مهم‌ترین این ادعاها به شرح ذیل می‌باشد:

«مردم مسیحی آذربایجان که به زبان‌های مختلف ترکی ـ فارسی صحبت می‌کردند ... به تدریج تحت فشار کلیسای گریگوریان در معرض فرایند ارمنی شدن قرار گرفتند»

«خادمان کلیسای گریگوری آثار ادبی اران را محو نموده و آنها را به ارمنی قدیم تبدیل نمودند؛ در نتیجه فرایند گریگور شدن مردم از همین جا نشئت می‌گیرد»

«به احتمال زیاد منابع ارمنی قدیم، ترک‌های محلی را که به حکومت ساسانیان تمایل نشان می‌دادند، فارس نامیده‌اند» «با آمدن اسلام، مردم آلبان به دو دسته تقسیم شدند. بخشی از آنها مجبور به پذیرش اسلام شدند آلبان‌هایی که اسلام را نپذیرفتند به نوبة خود به دو قسمت تقسیم شدند. بخشی که مسیحی مانده بودند به ارمنی‌ها و بخشی دیگر به گرجی‌ها تمایل نشان داده و با گذشت زمان ارمنی وگرجی شدند»

در خصوص دلایل آذربایجان بزرگ استناد به نوشته‌ای بدون پانوشت می‌شود:

«کارگزار دولتی حمداله مستوفی می‌نویسد که طول اراضی آذربایجان 95 فرسنگ (617 کیلومتر) و عرض آن 55 فرسنگ (357 کیلومتر) است. از این موضوع مشخص می‌شود که آذربایجان دارای اراضی به وسعت 220269 کیلومتر مربع بوده است. منظور وی از آذربایجان آتروپاتنای تاریخی (آذربایجان جنوبی معاصر) بوده است. از سوی دیگر در اثر وی اراضی دیگر آذربایجان واحد یعنی اراضی اران، مغان، شیروان و گشتاسفی به طور جداگانه شرح داده می‌شود. بنابراین تشکیل یافتن آذربایجان واحد از مجموع پنج اراضی فوق پذیرفتنی است»

نویسنده با وجود اذعان به این‌که منظور حمداله مستوفی آذربایجان بوده نه اران (جمهوری آذربایجان فعلی) ولی با مغالطه‌کاری آران، مغان، شیروان و گشتاسفی و آذربایجان را با هم آذربایجان بزرگ می‌نامد و در ادامه می‌نویسد:

- در عجائب الدنیا 40 فرسنگ (260 کیلومتر بودن طول اران) و 30 فرسنگ (195 کیلومتر بودن عرض آن) نشان داده شده است. بنابراین مشخص می‌شود که ایالت اران دارای اراضی‌ای به وسعت 50700 کیلومتر مربع بوده است. علاوه بر این تقریباً دو برابر بودن اراضی شیروان و مغان نسبت به اران به چشم می‌خورد؛ به همین دلیل می‌توان گفت که این ایالت دارای اراضی‌ای تقریباً به وسعت 100000 کیلومتر مربع بوده است. در چنین وضعیتی می‌توان پذیرفت که در همین قرون ولایت آذربایجان به‌صورت واحد شامل مجموع اراضی آذربایجان، اران، شیروان و مغان بوده و تقریباً دارای 370000 کیلومتر مربع وسعت بوده است

در نتیجه استان‌های ایران شامل اردبیل، آذربایجان شرقی، زنجان، همدان، آذربایجان غربی، قزوین، گیلان و کردستان و تهران ـ با ذکر دقیق همة شهرهای این استان‌ها ـ در قلمرو آذربایجان بزرگ جای گرفته است. در توجیه ایجاد آذربایجان بزرگ بر مبانی زبانی تکیه می‌کنند و می‌نویسند: «هرجا آذری هست آنجا آذربایجان است»، اما در همان حال سیاست‌های قومی ارمنیان در پشتیبانی از اکثریت مردم ارمنی قره‌باغ مبنی بر این‌که هرجا ارمنی هست آنجا ارمنستان است را سیاست نژادپرستانه و فاشیستی تلقی می‌کنند و خواستار محکومیت تصرف قره‌باغ از سوی کشورهای جهان می‌شوند. این کاربری سیاست دوگانه چگونه قابل توجیه است؟

آیا منبع و سندی مبنی بر این‌که قبل از سال 1918م. منطقه اران و شیروان را «آذربایجان» گفته‌اند تاکنون به دست آمده است؟  بهتر است مؤلفان و نویسندگان کتاب‌های درسی جمهوری آذربایجان حداقل کتاب گلستان ارم را که به‌عنوان منبعی کم‌نظیر در مورد تاریخ آذربایجان معرفی شده و به تصحیح عبدالکریم علی‌زاده در سال 1970م. در باکو چاپ و منتشر شده است مطالعه کنند. دربارة باکیخانوف وکتاب وی آمده است:

«باکیخانوف شاهد مذاکرات روسیه ـ ایران بوده و از نزدیک چگونگی تقسیم سرزمین عزیز بین دو دولت اشغالگر را مشاهده نموده است. اثر گلستان ارم او که در سال 1841 نوشته شده در توسعة علم تاریخ در آذربایجان نقش مهمی ایفا کرده است. این اثر، تاریخ آذربایجان و داغستان را از قدیم تا سال 1813م. در بر می‌گیرد» در این منبع که به زبان فارسی نوشته شده است بیش از 30 بار از آذربایجان به تفکیک و کاملاً مجزا با سرزمین‌های آن سوی ارس نام برده شده است از منابع بسیار مهمی که بر جدایی نام آذربایجان و اران در دو سوی ارس تأکید داشته‌اند قره‌باغ‌ نامه‌ها هستند که اکثر آنها در باکو منتشر شده‌اند . اما برخی از قره‌باغ ‌نامه‌ها مثل تاریخ صافی .، تاریخ قراباغ .، سه رساله دربارة قفقاز  در ایران چاپ و منتشر شده‌اند. تعدادی منابع تاریخی دست اول نیز که در دورة استیلای روسیه در اران نوشته شده‌اند بر همین موضوع تأکید دارند مانند شکرنامه شاهشناهی. اخبارنامه .قراباغ‌نامه . جواهرنامه لنکران . که تمامی منابع فوق در انیستیتو نسخ خطی محمد فضولی باکو نگهداری می‌شود. منابع گرجی نیز بر جدایی آذربایجان و اران در دورة مورد نظر تأکید دارند (حسین احمدی.1390)

در کتاب‌های درسی جمهوری آذربایجان، ادعا شده است، پانصد سال پیش کشوری به نام آذربایجان! وجود داشته که اردبیل و تبریز هم جزو آن بودند و ایرانیان از زمان کوروش (بزرگ) به این سرزمین تجاوز می‌کرده‌اند!

در این کتاب‌ها مزدک، کمونیست دانسته شده و از ازدواج با محارم به عنوان یک سنت بابکی، دفاع شده است. همچنین از دوره چنگیز و تیمور به عنوان دوران طلایی تاریخ یاد شده است!

در کتاب‌های درسی دولت باکو به 9 استان ایران، ادعای ارضی شده و حتی جالب این که مازندران و گیلان هم جزو آذربایجان به شمار رفته‌اند!

در کتاب‌های درسی جمهوری آذربایجان، ادعا شده است، پانصد سال پیش کشوری به نام آذربایجان! وجود داشته که اردبیل و تبریز هم جزو آن بودند و ایرانیان از زمان کوروش (بزرگ) به این سرزمین تجاوز می‌کرده‌اند!

همچنین در کتاب‌های درسی و رسمی «هنر» در جمهوری آذربایجان، همه هنر ایران، آذری فرض و تعریف شده و حتی شاعران پارسی گوی چون خاقانی و نظامی گنجوی (که زادگاهش روستای تا در تفرش است) و خواجه نصیرالدین طوسی نیز ترک تبار فرض شده‌اند.

گفتنی است، آذربایجان به عنوان تاج ایران در تاریخ، همواره نقشی سترگ در حفاظت و بقای هویت و ملیت و مذهب ایران زمین داشته‌اند و آگاهی کامل و دفاع بموقع از هویت و یادآوری پیشینه واقعی تاریخی منطقه، می‌تواند دشمنان ایران را در ایفای توطئه‌های تجزیه طلبانه خود و اربابانشان مأیوس کند.

آذری‌های ایرانی که از میان آنان، مردان بزرگی مانند شیخ محمد خیابانی، ثقة‌الاسلام، ستارخان، باقر خان، شهید باکری و … برخاسته و تا پای جان از اسلام و تمامیت ارضی ایران و آزادی آن دفاع کرده‌اند، می‌توانند نزدیکی هر چه بیشتر ایرانی تباران آن سوی ارس را که تا 196 سال پیش شهروندان ایران بودند، با ایران قدرتمند موجب شوند. س.آقازاده

بهره کلام:

کوتاه سخن این‌که حال که تاریخ اعتبار قراردادهای شوم گلستان و ترکمانچای به سر آمده، هنگامه آن است که اقدامی عاجل برای بازپس‌گیری سرزمین‌های زادگاه نظامی گنجوی و خاقانی شروانی صورت گیرد. بی‌تردید مدیریت قاطع، تحرک بیشتر دیپلماتیک و حساسیت‌های بجای سیاسی ایرانیان، می‌تواند علاوه بر حفظ تمامیت ارضی ایران‌زمین، از دسیسه‌های دشمنان این آب و خاک، زمینه بازیابی سرزمین‌های ایران بزرگ را فراهم سازد.
نباید فراموش کرد که در نقشه‌های خاورمیانه بزرگ که برای آینده منطقه ترسیم و منتشر شده، خواب تجزیه ایران و جداسازی آذربایجان، کردستان، خوزستان و بلوچستان و تشکیل کشورهای جداگانه در هر یک از این مناطق دیده شده است؛ بنابراین، هر یک از تحرکات و موضعگیری‌های آمریکایی صهیونیستی همسایگان گستاخ ما در راستای این طرح باید مورد ارزیابی و واکنش مناسب قرار گیرد.

 

فهرست منابع:

  1. افشردی، محمدحسین(1381)،ژئوپولتیک قفقازوسیاست خارجی ج. ا. ا، دوره عالی جنگ دانشکده فرماندهی و ستاد : چاپ اول
  2. احمدیان، بهرام(1384)روابط ایران وجمهوری آذربایجان: نگاه آذریهابه ایران،دفترمطالعات سیاسی وبین المللی،تهران پائیز 1384
  3. احمدی حسین، بررسی کتابهای درسی جمهوری آذربایجان با تاکید بر کتابهای تاریخی، فصلنامه مطالعات ملی شماره 46
  4. افشین زرگر، رقابت قدرتهای بزرگ در قفقاز و آثار ان بر امنیت منطقه‌ای، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، شماره 58
  5. کتاب مباحث کشورها و سازمانهای بین المللی 35(1375) جمهوری آذربایجان  دفتر مطالعاتی سیاسی و بین المللی تهران
  6. دوره جدید مباحث کشورها و سازمانهای بین المللی 1 (پائیز1387)جمهوری آذربایجان – دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی – تهران
    1. Nassibli, Nasib ,Azerbaijan- Iran Relations: Challenges and Prospects (Event Summary), Event Report, Kennedy School of Government, Harvard University,
      http://belfercenter.ksg.harvard.edu/publication/12750/azerbaijan_iran_relations.html
    2. . خبرگزاری آران / سرویس آذربایجان : سفیر جمهوری اسلامی ایران .
      1. http://www.arannews.ir/fa/news/9702.aspx
      2. http://yasha-iran.blogfa.com/post-159.aspx
      3. http://www.tabnak.ir/pages/?cid=30478
      4. http://www.hamaynk.com/IR/region_iran/2011-08-31/316

سایت خبری و تحلیلی ایراس

  1. http://www.arannews.ir/fa/news/25034.aspx

س.آقازاده

  1. http://www.tebyan.net/PoliticsSocial/News/World/2009/12/15/110432.html