تاثیر سیاست تنش زدائی بر روابط ایران و عربستان در دهه 1370

بیان مسئله:

از بدو پیروزی انقلاب اسلامی روابط ایران با همسایگان عربش در حوزه خلیج فارس ،شاهد افت خیزهای بسیاری بوده است . پرسش عمده در این نوشتار این است که تغییر جهت گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و اتخاذ سیاست تنش زدایی،تاکنون چه تأثیری بر روابط ایران با کشورهای منطقه خلیج فارس داشته است ،چه عوامل و زمینه های سبب اتخاذ این سیاست شد و موانع تحقق عملی سیاست تنش زدائی کدامند. بنظر نگارنده ایران تحت تأثیر سه عامل « محیط ناامن منطقه ای»،« نیازها و مشکلات اقتصادی داخلی » و تحولات نظام بین المللی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، تغییر اساسی در جهت گیری سیاست خارجی خود به عمل آورد. ایران با گسترش روابط خودبا کشورهای حوزه خلیج فارس که از موقعیت ژئوپلتیکی و اقتصادی ویژه ای در ترتیبات سیاسی امنیتی جهان برخوردارند و با توجه به موقعیت تاریخی و ژئوپلتیکی بسیار حساس و سابقه چند هزارساله تمدنی خودش می تواند به عنوان بازیگری منطقه ای جایگاه تاریخی خودرا به دست آورد . گسترش و بهبود روابط با کشورهای حوزه خلیج فارس از سوی جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاست خارجی موجب تقویت وجوه مشترک همکاری ها در منطقه و بویژه در ورابط با عربستان سعودی شده است. مهمترین موانعی که بر سر راه سیاست تنش زدائی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد عبارتند از « ضعف اعتماد متقابل طرفین» ، « برداشت های متفاوت و متعارض از مقولة « امنیت »، ادعاهای ارضی امارات متحده نسبت به جزایر ایرانی » و دخالت قدرت های فرامنطقه ای از مهمترین این موانع می باشد.

ایران و عربستان از قدرت های مهم منطقه خاور میانه و علل الخصوص منطقه خلیج فارس محسوب می شوند و هریک درپی افزایش نفوذ خود دراین مناطق و نیز در جهان اسلام می باشند . این خود باعث رقابتی روز افزون بین دو کشور چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی ایران شده است ،هر چند بعد از انقلاب این رقابت در حوزه نفوذ و تاثیر گذاری در میان کشور های اسلامی بیشتر شده ، اما در کل رقابت میان دو کشور بر سیر روابط فی مابین تاثیر بسزایی داشته و فراز ونشیب های فراوانی را طی کرده است . درمسیر این روابط گاه این دو کشور بر سر مسائل منطقه ای ،فرهنگی و مذهبی در مقابل یکدیگر ایستاده اند و گاه بر سر منافع  مشترک  باهم همکاری کرده اند . در این تحقیق به بررسی عوامل تاثیرات سیاست تنش زدائی بر روابط دو کشور در دهه 70پرداخته میشود . در قسمت های بعد علل داخلی – منطقه ای – بین المللی اتخاذ این سیاست عنوان خواهد شد . سعی برآن است تا با واکاوی این سیاست وبررسی عوامل فوق به این سوال پاسخ داده شود که آیا اتخاذ سیاست تنش زدائی در آن دوره درست بوده است یا نه و تاثیراتی که داشته آیا بر اساس سرمایه گذاری های خاص سود کافی برای دو کشور داشته است یا نه؟. در این میان سه عامل مهم داخلی و منطقه ای و بین المللی کدام تاثیر بیشتری بر اتخاذ این تصمیم داشته است؟  مطمئنا روابط بهتر دو کشور تحول ساز خواهد بود چه در زمینه های منطقه ای و چه فرامنطقه ای . همکاری بیشتر در اوپک در بعد اقتصادی ، همکاری در سازمان کشور های اسلامی در بعد مذهبی ، همکاری در مسئله فلسطین از بعد منطقه ای و سیاسی و همکاری در خلیج فارس از بعد امنیتی تماما می توانند تحول ساز باشند و کشورهای منطقه را به همگرایی بیشتر سوق دهد . اما بر سر این راه مشکلات عدیده ای قرار داشته از جمله مخالقان متفاوت با دیدگاههای متفاوت در دو کشور وجود داشته است. به هر حال اتهامات دو طرف به یکدیگر ، تصورات و ذهنیت ها و نیز برداشت های متفاوت از موضوعات یکسان و بعضا اقدامات عملی بر ضد منافع یکدیگر ،مسائلی هستند که روابط دو طرف را در حد معمولی قرار داده است . و در این میان کشورهایی چون اسرائیل و آمریکا منافع خود را در عدم نزدیکی و هماهنگی کشورهای مسلمان به خصوص ایران و عربستان می دانند .

 

سوال اصلی:

تاثیر سیاست تنش زدائی بر روابط ایران و عربستان در دهه 70 چه بوده است؟

سوال فرعی:

علل داخلی سیاست تنش زدائی حاکم بر روابط ایران و عربستان در ده 70 چه بوده است؟

علل منطقه ای سیاست تنش زدائی حاکم بر روابط ایران و عربستان در ده 70 چه بوده است؟

علل بین المللی سیاست تنش زدائی حاکم بر روابط ایران و عربستان در ده 70 چه بوده است؟

فرضیه:

-        تاثیر سیاست تنش زدائی بر روابط ایران و عربستان در شروع مرحله ای مقدماتی برای برقراری مناسبات حسنه اقتصادی و سیاسی  مذهبی نمایان است.

-        علت انتخاب سیاست تنش زدائی در روابط ایران و عربستان در دهه 70 بسته به عوامل داخلی – منطقه ای و بین المللی هر دوکشور است.

کلید واژه:

تنش زدائی – ایران – عربستان

تعریف تنش: به مجموعه ای از ایستارها و تمایلاتی چون عدم اعتماد و سوء ظن مربوط می شود که مردم و سیاستگذاران در قبال طرف های دیگر دارند. تنشها به خوودی خود موجب اختلاف نمی گردند بلکه تنها طرف ها را آماده می کنند تا در صورت تلاش برای دستیابی به اهداف ناسازگار رفتاری مبتنی بر اختلاف در پیش بگیرند یا از خود نشان دهند.[1]

مقدمه:

    در هر نظام سیاسی فرایند سیاست از توانمندی و قدرت تصمیم­گیری ساختارهای درونی نظام شکل می­گیرد. به این معنی که نقش حکومت و ساختارهای سیاسی در ارتباط مستقیم با یکدیگرند و شکل­گیری سیاست خارجی در درون نظام براساس منافع ملی و خواسته­های ساختار داخلی نظام صورت می­پذیرد.  از اوایل دهه 1990،با فروپاشی شوروی سابق و پایان جنگ سرد و اعلام نظم نوین جهانی از سوی آمریکا متعاقب حمله­اش به عراق از یک طرف، و پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598 با توجه به شرایط ویژه داخلی، منطقه­ای و بین­المللی از طرف دیگر، شاهد تغییراتی در جهت­گیری­های سیاست خارجی ایران هستیم که شروع آن با دوران حکومت هاشمی رفسنجانی شکل گرفت و بر تنش­زدایی در سیاست خارجی، بویژه با کشورهای منطقه­ تأکید می­کرد. اصولا منظور از تنش­زدایی، از میان برداشتن تنش­های سیاسی است. واژه " تنش­زدایی " که ترجمه واژه فرانسوی detente  است، دال بر وجود تنشی است که پیش از این وجود داشته و حال تقلیل یافته و یا رفع می­شود. تنش­زدایی مرحله­ای مقدماتی برای برقراری مناسبات حسنه می­باشد.[2]در دهه 1990 و پس از جنگ ایران وعراق با اقداماتی که در دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی و به ویژه پس از حمله عراق به کویت صورت پذیرفت روابط دو کشور وارد مرحله جدیدی از همکاری و اعتماد سازی شد. عربستان چنین می پنداشت که با تغییر در شرایط نظام بین المللی (پس از سقوط کمونیسم) و تحولات منطقه ای فضا برای ترسیم روابط تازه مهیا شد. این روند مناسبات در اواسط دهه ی 70 شمسی و پس از اعلام سیاست تنش زدایی از سوی جمهوری اسلامی روندی رو به بهبود شد و دو طرف علی رغم اختلافات موجود سعی بر برطرف کردن ابهامات موجود و نزدیکی روابط داشتند اما در کل هیچ گاه سوءظن و بد گمانی اعراب بطور کامل (به ویژه عربستان) نسبت به ایران برطرف نشد. نکته جالب توجه این است که چون عربستان و بطور کل ساختار حکومت عربستان کاملا فردی است، روابط حسنه سران عربستان و ایران طی دو دهه گذشته عاملی بازدارنده در برابر افزایش شکاف های طرفین به حساب می آمد.سفر آیت الله هاشمی به عربستان در زمان ریاست جمهوری ایشان واجد دستاوردهای زیادی برای روابط دو کشور و اصلاح برداشت ها نسبت به تحولات منطقه بود. معمولا در رشته روابط بین الملل کمتر علمی، بر سازندگی و کار آمدی دیپلماسی مشخص رهبران، دقت و تامل صورت می گیرد. به جای این، دانشوران روابط بین الملل عمدتا بر اهمیت و تعیین کنندگی روند ساختارها یا رویه های نهادی تاکید می کنند. این گرایش ها فقط تا حدودی درست می باشند چون حوزه وسیع آزادی ها و خلاقیت های انسانی را که می توانند بر فراز شبکه های پیچیده روابط عمل کنند نادیده می گیرند. در واقع مساله آزار و اذیت ها و محدودیت های اعمال شده برای زائران ایرانی بیت الله الحرام معضلاتی ساختاری و نمادین است که از تفکر تاریخ و تجربیات مذهبی و حکومتی عربستان ریشه می گیرد. اگر بخواهیم مسائل ساختاری را با روش های ساختاری _ نمادین حل نمائیم باید زمان زیادی صبر کنیم و نسبی بودن نتایج را نیز بپذیریم. پس از آن در یک دوره تاریخی سیاست خارجی کشور ما با اصل تنش زدایی، دست رفاقت و دوستی دراز کرد و به تدریج توانستیم روابط مناسبی را با این کشورها ایجاد کنیم. در آستانه قوت گرفتن جریان سازندگی در کشور و نیاز ما به روابط با همسایگان به ویژه عربستان که یکی از عناصر اصلی منطقه است و نیز کاهش خطر برخی از افراط گرایی ها، این روابط توانست نقش فعالی را در ایجاد آرامش و ثبات در کشور ایفا کند. این به رغم آن بود که بسیاری از غربی ها به دلایل مختلف درصدد بر هم زدن روابط ما با همسایگان بودند و عمده غرض آنان نیز ایجاد رعب و وحشت برای فروش سلاح هایشان به دولت های منطقه و باز هم به ویژه عربستان بود. [3]علی رغم مذاکرات سیاسی در طول سال های قطع رابطه ، پذیرش قطع نامه 598 شورای امنیت سازمان ملل ،گام موثری در راستای تجدید روابط تلقی گردید .عربستان این اقدام را یک اقدام شجاعانه توصیف کرد و از آن استقبال کرد .لذا جهت گیری مطبوعاتی خودرا علیه ایران متوقف کرد. فهد شخصا اعلام کرد که عربستان باایران اختلافی ندارد که قابل حل نباشد .تهران نیز آمادگی خود رابرای شروع مذاکرات اعلام کرد .تجاوز عراق به کویت در سال1990 / 1369 و اتخاذ مواضع اصولی از سوی ایران در رابطه با این موضوع و نیاز شورای همکاری خلیج فارس به حمایت باعث گردید که این کشورها به ویژه عربستان در تجدید روابط با ایران تلاش نمایند . تبدیل ناگهانی عراق به دشمن بالفعل عربستان موجب شد که این کشور، خصومت های خود را باایران نادیده بگیرد. ریاض از مواضع ایران در خلال جنگ که بر اعلام لزوم خروج عراق از کویت و نیز اعلام بی طرفی در طول جنگ خلیج فارس استوار بود، استقبال کرد.   عربستان حتی روابط میان ایران و شیعیان جنوب عراق را نیز نادیده گرفت و با پایان یافتن دوران اشغال کویت، خواهان از سرگیری روابط خود با ایران شد. این امر موجب گردید که سرانجام زائران ایرانی ـ پس ازچهار سال وقفه ـ بتوانند بار دیگر در سال 1991 به زیارت خانه خدابروند. در مرحله جدید روابط میان دو کشور، حج معنای نمادین خود را به عنوان وجه تعارض میان دو دولت اسلامی از دست داد.  اولین دیدار رسمی مقامات دو کشور بین وزرای خارجه در اجلاسالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحده در شهریور 1369 صورت گرفت. دیدار بعدی در ژنو انجام شد و در اسفند 1369 وزرای خارجه بار دیگر در مسقط با یکدیگر دیدار کردند و به دنبال آن در تاریخ 28 /12/1369 بیانه ی مشترکی در زمینه برقراری مجدد روابط سیاسی دو کشور منتشر شد.از این زمان به بعد، اتخاذ سیاست تنش زدایی در روابط با همسایگان در سیاست خارجی ایران و نیز شکل گیری نظام نوین منطقه ای و بین المللی بر اساس واقعیت های موجود، سرآغاز کاهش تنش ها میان طرفین بوده و افزایش حجم مبادلات بازرگانی، مواضع نزدیک به هم دوکشور در مورد مسئله عراق، فعالیت های مشترک برای حفظ ثبات قیمت نفت و رفت و آمدهای مقامات سیاسی، قضایی، اقتصادی و امنیتی دوکشور طی سال های بعد، روابط دو کشور را به سطح قابل قبولی رساند.  ملاقات ولیعد عربستان با اکبر هاشمی رفسنجانی ـ رئیس جمهوروقت ایران ـ در سنگال و نیز در پاکستان روابط را تا سطح بالایی بهبود بخشید . دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی روابط دو کشور وارد مرحله جدیدی از همکاری و اعتمادسازی شد. عربستان چنین می‌پنداشت که در با تغییر در شرایط نظام بین‌المللی (پس از سقوط کمونیسم) و تحولات منطقه‌ای، فضا برای ترسیم روابط تازه مهیا شده است. این روند مناسبات در اواسط دهه 70 شمسی و پس از اعلام سیاست تنش‌زدایی از سوی جمهوری اسلامی، روندی رو به بهبود شد و دو طرف علی‌رغم اختلافات موجود سعی بر برطرف کردن ابهامات موجود و نزدیکی روابط داشتند، اما در کل هیچ گاه سوء ظن و بدگمانی اعراب به طور کل و عربستان به طور خاص نسبت به ایران بر طرف نشد .[4]

دوره تنش‌زدایی و اعتمادسازی در روابط دو کشور:

در انتهای جنگ، زمانی که ایران به فکر آینده افتاد، ملاحظه کرد که تا چه اندازه این جنگ ایران را به فرسودگی اقتصادی ، ناکافی بودن بود جه بخاطر هزینه های جنگ، ضعف تجهیزات نظامی، انزوای بین المللی و دیپلماتیک کشانده است . در همان دوره قانون اساسی اصلاح شد تا قوه مجریه بتواند با قوت و تمرکز تصمیم گیری ایران را به طرف بازسازی پیش ببرد . آقای هاشمی رفسنجانی تلاش کرد تا باجذاب نشان دادن سیاست خارجی ایران، راه را برای سرمایه گذاری خارجی در ایران باز نماید .در ادامه این مسیر، او به کشورهای عرب خلیج فارس علائم مثبت فرستاد و همزمانی این علائم با اشغال کویت توسط عراق تصویر ایران در میان کشورهای عرب را بهبود بخشید . فروپاشی شوروی، به ایران امکان بازیگری در فضاهای جدیدی را داد که تا آن موقع برای هیچ کشوری چنین فرصتی فراهم نشده بود . اما همه چیز بر مسیر آمال آقای هاشمی پیش نرفت.[5]

به رغم مذاکرات سیاسی در طول سال‌های قطع رابطه، پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل توسط ایران، گام مؤثری در راستای تجدید رابطه با عربستان تلقی می‌شود. عربستان قبول قطعنامه از سوی کشورمان را یک اقدام شجاعانه توصیف و از آن استقبال کرد. لذا جبهه‌گیری مطبوعاتی خود علیه ایران  را متوقف کرد. فهد شخصاً اعلام کرد که عربستان با ایران اختلافی ندارد که قابل حل نباشد و تهران نیز آمادگی خود را برای شروع مذاکرات مستقیم با ریاض اعلام کرد. تجاوز عراق به کویت در سال 1369 و اتخاذ مواضع اصولی از سوی کشورمان در رابطه با این مسئله و نیاز شورای همکاری خلیج‌فاس به حمایت ایران، باعث شد تا این کشورها و به ویژه عربستان در تجدید رابطه خود با ایران تلاش نمایند.پس از یک سری مذاکرات در مجمع عمومی، ژنو و مسقط بین وزرای خارجه ایران و عربستان، سرانجام پس از سه سال قطع رابطه سیاسی، تجدید روابط اعلام شد و مقامات دو کشور تصمیم به بازگشایی سفارتخانه‌های خود در کشور مقابل گرفتند (فروردین 1370). از سال 1370 شروع مجدد روابط دو کشور تا سال 1376 که شروع کار دولت آقای خاتمی است، مرحله تنش‌زدایی و بسترسازی در روابط دو کشور به شمار می‌رود. مرحله شروع همکاری‌ها و عقد قراردادهای فیمابین عربستان و ایران از سال 1376 آغاز می‌شود. در این دوره با به وجود آمدن بستری مناسب جهت توسعه روابط، انجام سفرهای متعدد بین مقامات دو کشور و امضای منافقت‌نامه‌های مختلف گامی جدید و جهش خوبی در روابط فیمابین دو کشور برداشته شد.[6]

سیر روابط ایران و عربستان بعد از سقوط رژیم پهلوی دارای فراز و نشیب‌ها و مراحل مختلفی بوده که ذیلاً بدان اشاره می‌شود:

الف- مرحله عادی بودن روابط

ب- مرحله سردی و تیرگی روابط

ج- مرحله بهبود نسبی روابط

د-  مرحله قطع روابط

هـ مرحله برقراری مجدد روابط (دوره تنش‌زدایی و اعتمادسازی در روابط دو کشور)

علیرغم مذاکرات سیاسی در طول سالهای قطع رابطه، پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل توسط جمهوری اسلامی ایران گام مؤثری در راستای تجدید رابطه با عربستان تلقی می‌گردد. عربستان قبول قطعنامه از سوی کشورمان را یک اقدام شجاعانه توصیف و از آن استقبال نمود. لذا جبه‌گیری مطبوعاتی خود را علیه جمهوری اسلامی ایران متوقف کرد. فهد شخصاً اعلام کرد که عربستان با ایران اختلافی ندارد که قابل حل نباشد. تهران نیز آمادگی خود را برای شروع مذاکرات مستقیم با ریاض اعلام کرد. تجاوز عراق به کویت در سال 1369 و اتخاذ مواضع اصولی از سوی کشورمان در رابطه با این موضوع و نیاز شورای همکاری خلیج‌فارس به حمایت ایران، باعث گردید تا این کشورها به ویژه عربستان در تجدید رابطه خود با جمهوری اسلامی ایران تلاش نمایند.اولین دیدار مقامات ایران و عربستان بین وزرای خارجه دو کشور در اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در شهریورماه سال 1369 صورت گرفت. دیدار بعدی وزرای خارجه دو کشور در ژنو انجام گرفت. در تاریخ 25/12/69 (17 مارس 1991 م) نیز وزرای خارجه دو کشور سومین دیدار خود را در مسقط به عمل آوردند. به دنبال این دیدار در تاریخ 28/12/60 بیانیه مشترکی در زمینه برقراری مجدد روابط سیاسی دو کشور همزمان در تهران و ریاض منتشر شد. سعودالفیصل وزیر خارجه عربستان پس از دیدار با آقای ولایتی وزیر خارجه وقت در محاصبه‌ای اعلام نمود، عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران در حل تمام مشکلات فی‌مابین به تفاهم رسیده‌اند.سرانجام پس از سه سال قطع رابطه سیاسی، در پی مذاکرات وزرای خارجه دو کشور تجدید روابط اعلام شد و مقامات دو کشور تصمیم به بازگشایی سفارتخانه‌های خود در کشور مقابل گرفتند. (در تاریخ 28/12/69 روابط برقرار و در تاریخ فروردین ماه 1370 ش دو کشور شروع کار دولت جناب آقای خاتمی است مرحله تنش‌زدایی و بسترسازی روابط دو کشور به شمار می‌آید.[7]

مناسبات استراتژیک ایران وعربستان

ممانعت از طغیان ایدئولوژیهای رادیکال در عراق – جلوگیری از آشفته کردن ساختار سیاسی داخلی سنتی یا توازن در درون شبه جزیره و منطقه از مصادیق مشترک ایران و عربستان است.

ضرورت همکاری ایران و عربستان با توجه به تحولات بین المللی در دهه 1990م:فروپاشی ابرقدرت شوری و زوال کمونسیم باعث تغییرات بنیادی در عرصه جهان شد که یکی از تبعات این تحولات کاهش نقش مولقه های اقتصادی و همکاریهای منطقه ای بود ه محتور جدیدی در روابط منطقه ای کشور از اواخر دهه 1980 میلادی دنیا شاهد ظهور منطقه گرائی در جهان سیاست می باشد منطقه گرائی اهمیت و ارزش سیاسی اش به خصوص با وقع تحول در جامعه اروپا تجلی یافت که همکاری ایران و عربستان به عنوان دو قطب نقش اساسی در روند رشد و ارتقاء همکاری منطقه ای بازی می کند و ره دو کشور مجبورند برای رفع تنگناهای اقتصادی خود در منطقه تن به این همکاری ها و بهبود روابط بدهند. [8]

 تحولات سیاسی ایران در دهه 70:

عملگرایان جمهوری دوم نشانه هایی از همکاری گرائی اقتصادی با کشورهای غربی و واحدهای صنعتی را آغاز نمودند که برای رشد اقتصادی علاوه بر آنکه زیر ساختهای مناسب اجتماعی مورد نیاز است شک بندی روابط دیپلماتیک خود با واحدهای غربی را بازسازی نماید اما در اول سپتامبر 1989 آقای هاشمی بیان داشت که ما نمی توانیم هم اکنون خود را درگیر این خیال پردازی ها بکنیم که جامعه ای مستقل و خودکفا ایجاد کرده ایم. بنابراین لازم است تا با نهادهای نظام بین الملل همکاری مطلوب و موثرتری داشته باشیم. اصلاحات سیاسی در جمهوری دوم با ختیاط بیشتری مورد پیگیری قرار گرفت. هاشمی رفسنجانی این روند را از سال 1989 سرعت داد و اعضای تیم اجرائی خود در دولت را به نام کابینه سازندگی نامگذاری نمود. ص100 حساسیت هاشمی رفسنجانی در مورد وزارتخانه هایی که کار ویژه و ماهیت تکنوکراتیک داشتند بیتشر از سایر وزارتخانه های بوده است چنین رویکرد و تلاشهائی در مورد نیرو امور خارجه ملاحه شد. ص 101 در مارس 1992 آیت اله خامنه ای مواضع خود را در مورد انتخابات مجلس چهارم و رقابتهای انتخاباتی فرمودند: دومین نکته در نماز جمعه مربوط به حمایت موثر ایشان از دولت و رئیس جمهور عملگرا بوده است و جهارمین نکته معطوف به مردم و نیروهای اجتماعی به افرادی که از موقعیت و مسئولیت خود در جهت کمک به دولت و حمایت از نظام سیاسی و اجرای اصلاحات استفاده نمایند. ایران با اعلام بی طرفی در جریان بحران و جنگ خلیج فارس و خودداری از حمایت صدام موقعیت بین المللی خود را استحکام بخشید و زمینه برقراری روابط نزدیک تری را با کشورهای منطقه که درگیر با عراق بودند فراهم سازخت از دستاوردهای این سایست می توان به تجدید روابط سیاسی بین ایران و عربستان سعودی و بهبود روابط با سایر کشورهای عربی اشاره کرد افزایش قیمت نفت و افزایش تولید نفت ایران در جراین جنگ خلیج فارس باعث افزایش درآمدهای رازی و بهبود وضع اقتصادی کشور شد بحران نفتی 1990 برای ج ا. ا علاوه بر کسب بودجه مازاد بر پیش بینی انجام شده باعث نزدیک ایران به کشورهای عربی عضو اوپک و فراموش کردن یک دهه درگیری و عدم هکاری بود که زمینه ساز همکاریهای بعدی ایران و عربستان سعود در اجلاس بعدی اوپک و تقویت مجددد این سازمان شد آرایش جدید سیاسی پس از جنگ دوم خلیج فارس:از جمله: بهبود روابط ایران با عربستان و کاهش تنش در روابط ایران و عرستان از شرکت ولیعهد عربستان در کنفراسن سران کشورهای اسلامی در تهران امنیت خلیج فارس نگرانی مشترک همه همسایگان: اولین همکاری مهم در قالب اوپک با تبادل نظر سریع وزرای نفت ایران و عربستان به عنوان دو قدرت بزرگ نفتی در سازمان اوپمگ دومین اقدام ایران و اعضای اوپک جهت تقویت اوپک مشارکت اعضا با کویت در بازگشت به شرایط قبل از اشغال که این مشارکت فعال ایران و عربستان در قانع ساختن سایر اعضا به کاهض تولید موقت خود میسر شد سومین همکاری جلوگیری از بحران جدید اقتصادی در کشورهای وارد کننده بود مثل عراق چهارمین زمینه همکاری ایراین و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس در اوپک پس از بحران 1991 کاهض محصوص تنشهای ایدئولوپیک میان اعضای مهم مثل ایران و عربستان در مورد انتخاب دبیر کل اوپک پنجمین زمینه هماری نفتی ایران و عرستان در کنترل سطح تولید بود در سالهای1194تا198ششمین همکاری مثبت ایران و عربستان کاهش مرحله ی سقف تولید در 1998 که عربستان در سه مرحله انجام داد انگیزه عربستان سعودی در حمایت از طالبان:

  1. عربستان خود را ام القرای جهان اسلام و کمک به مسلمانان را جزء وظایف خود می داند و سعی در کمک به مجاهدان دارد.
  2. رقابت با نفوذ ایران در افغانسات و منزوی ساختن ج ا ا در کشورهای آسیای مرکزی در سالهای 1371 تا 1375 تلاش زیادی در جهت معرفی ایران به عنوان ام القرای اسلام از سوی تعدادی از سیاستمداران حاکم بر وزارت امور خارجه بود که پس از بهود روابط ایران و عربستان در جریان برگزاری کنفرانس سران کشورهای اسلامی در ایران زمستان 1376 و ادامه تنش زدائی در سیاست خارجی رئیس جمهور آقای خاتمی بالاخره ظهور جریان نئو وهابی به رهبری اسامه بن لادن در افعانستان کمکها خارجی عربستان به طالبان کاهش یافت و رابطه عربستان با طالبان قطع شد .

ارزیابی نشان می دهد که علی رغم تلاشهای وزارت امور خارجه در سالهای 68 تا 76 نتایج مورد نظر طراحان سیاست خارجی حاصل نشد از مجموعه بررسی های کارشناسان چنین می توان نتیجه گرفت که علت اصلی این امر وجود مشکلات داخلی زیر در دستگاه اجرائی سیاست خارجی کشور بود که عبارت است از: 1. جذب نیروهای غیر متخخص در کادر دیپلماتیک 2. مهمترین مشکل ورود کادرهای غیر متخصص به دستگاه سیاست خارجی کشور و اعزام آنها به خارج از کشور که آنان آشنا با وظایف دیپلماتیک نبودند 3. ضعت کار کارشناسی دقیق در سیتسم اجرائی سایست خارجی کشور باعث شد که به دلیل فعال بودن سیاست مهار دوجانبه امریکا و کمی اطلاعات دست اندرکاران دیپلماسی کشور نتوانند با استفاده از فرصتهای به دست آمده و با تکیه بر عوامل مثبت در سیاست خارجی و منافع ملی کشور به طور کامل تامین کند.[9]

عوامل اتخاذ سیاست تنش­زدایی در دورۀ آقای هاشمی:

  تقارن بی­سابقه­ای از تغییرات چشمگیر در ساختار قدرت در داخل و خارج از ایران آرام­آرام سیاست ایران انقلابی را دستخوش دگرگونی ساخت. در داخل، پایان جنگ عراق علیه ایران، رحلت امام در خرداد 68 و ظهور نقش­آفرینی آیت­الله خامنه­ای به عنوان رهبر، اصلاح قانون اساسی و افزایش اختیارات و تمرکز در قوۀ مجریه، و در خارج جنگ سال 1991 خلیج فارس، پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد شوروی، آرام­آرام ولی به شکل قاطع آموزه­ها و رویه­های عملی ایران را در عرصۀ سیاست خارجی دگرگون کرد.پذیرش قطعنامۀ 598 و شکل­گیری آتش­بس در جنگ ایران و عراق را می­توان نقطۀ عطفی در تحولات سیاسی ایران دانست. هاشمی رفسنجانی در 18 جولای 1988 بیان داشت که پذیرش قطعنامه و پیامدهای بعد از آن، فصل نوینی از تاریخ سیاسی ایران را شکل خواهد داد. در این مرحله، واضح­ترین نشانه­های تحول در ایران مربوط به حوزۀ سیاست خارجی می­باشد. در این مورد، مقامات حکومتی، برخی از الگوهای قبلس را مورد تردید قرار می­دهند. به طور مثال آقای هاشمی در این باره بیان داشت: « مهمترین مسئله این است که ما می­توانیم به دلیل پذیرش قطعنامه و آتش­بس، روند دشمن سازی که ایجاد شده است را متوقف کنیم. این حرکت، راه و روند جدیدی را فراروی ما قرار داده است. اخیراً افراد و کشورهای زیادی امکانات مؤثری را در اختیار صدام حسین قرار داده­اند.اگر آنها از ما نگران نبودند، مبادرت به چنین کاری نمی­کردند. » به موجب این تغییر و تحول شاهد دگرگونی در جهت­گیری سیاست خارجی ایران می­باشیم. در دوران جدید، آرمان­گرایی انقلابی جای خود را به سیاست جدیدی داد که به واقع­گرایی معروف است.با انتخابات آقای رفسنجانی سیاست خارجی منطقه ای ایران ضمن برخورداری از انسجام و یکدستی به موقعیت های شایانی هست که موضع گیری های دولت رفسنجانی به نحو فزاینده ای در بهبود روابط ایران وعربستان موثر بوده و باعث شد که تا حدی ایران را زا انزوای بین المللی مورد نظر آمریکا خارج سازد و به رفع تنش نسبی منجر شود که این نتیجه تبیین و هماهنگی سیاستهای رهبری و ریاست جمهوری بود که باعث رهبری مشترک بود که رهبر انقلاب اسلامی در جمع اساتید و روسای دانشگاه علوم استراتژیک ارتش در اواخر اردیبهشت ماه 72: ما در صدد دخالت درامور دیگرا و زورگوئی به هیچ یک از کشورها نیستیم و آن را لازم نمی دانیم اما در دنیائی که سلطه گری برای زورگویان یک امتیاز محسوب می شود وهیچ سازمان بین المللی نیست که مانع از تجاوز سلطه گری بوده است ما باید قادر به دفاع زا خود باشیم.[10]

عقیده ی حجت الاسلام ناطق نوری رئیس مجمع چهارم ایران: تناقض در سیاستخارجی ایران دررابطه با عربستان و ... وجود ندارد ما معتقدیم که با کشورهای اسلامی منطقه خاورمیانه به یکدیگر بیشتر نزدیک شوند بهتر می توانند در مقابل هجوم دشمنان مقاومت کنند. [11]

با توجه به اهمیت ایران به زیرساختهای اقتصادی و نگرش این کشور به سازندگی و رشد و تلاش برای اصلاحات و سعی در رهائی از معظلات و تنگناهای اقتصادی یکی از عواملی است که به خوبی توجیه علل بهبوبد در روابط و توسعه همکاریهای بین ایران و عربستان است.

میانه روها الویت بیشتری به شکوفائی اقتصادی قائل هستند و قابلیت بیشتری برای طرح ملی گرائی دراند رفتار دورت میانه روی رفسنجانی مستبدانه تری نسبت به کشورهای خلیج فارس بوده است. [12]همین شخص ضمن طرح سناریوئی که در آن ایران وعربستان در3 الی 5 سال آینده به درگیری نظامی خواهند پرداخت سعی می کنند تا گرد یاس و ناکامی را در روابط این دو کشور و اتحاد استراتژیک آنها بپا شد.

 سفر وزیر امور خارجه ایران در خرداد 72 و پیامد آن: این سفر نشانه اراده قطعی جمهوری اسلامی ایران برای بهبود و رفع تنش در روابط متقابل خود با کشور عربستان بود که یکی از مثبتترین رویدادهای این دهه در روند روابط ایران با عربستان می باشد. و ایران تا حد بسیاری موفق شد چهره واقعی صلح طلبی جمهوری اسلامی ایران را علیرغم ترفندهای امپریاسلیم خبری به این دولت بنمایاند البته ممانعت مسئولین ایشان از راهپیمائی برائت حجاج ایرانی خصورت گرفت ولی این واقعه هم نتوانست تمام نتایج هیئت این سفر را هدر دهد [13]

آقای ولایتی در این صفر در مورد برنامه هی مشترک برای توسعه فعالیتهای دو جانبه – چند جانبه و گسترش تحرکات سازمان کنفرانس اسلامی و سازمانهای بین المللی صحبت و اذعان نمودند که توسعه وتعمیق روابط دو کشور در تمام ابعاد سیاسی – اقتصادی و فرهنگی نه تنها برای دو ملت بلکه برای منطقه و جهان اسلام مفید و سازنده است. [14]

جایگاه مسئله حج و مراسم برائت از مشرکین در روابط ایران وعربستان:

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از حج می توان به عنوان یکی از عوامل و موانع عمده بر سر راه توسعه وتعمیق و روابط دو کشور یاد کرد چرا که دیدگاه دو کشور نسبت به حج دو دید متفاوت و متضاد است.

به طور کلی می توان چنین استنتاج کرد که انگیزه و علت ممنوع بودن مراسم برائت حجاج ایرانی توسط عربستان به فشارهای جناحهای داخلی عربستان و سیاست دوگانه و تردید نسبیاین کشور در قبال ایران بر می گردد. البته گر چه در خلال مدت مذکور عربستان هم چنان به بهبود ورابط مایل بوده ولی به هیچ وجه ترس و واهمه ای خود را از سرایت اسلام انقلاب ایران مخفی ننموده است. [15]

سیاست­های منطقه­ای ایران در دوران هاشمی رفسنجانی:

        هنگامی که جنگ خانمه یافت، جمهوری اسلامی ایران تحت فشار قرار گرفته بود تا راهبردهای اساسی و منسجمی را در حوزۀ روابط خارجی­اش تنظیم نماید. این راهبردها با سیاست آزادسازی اقتصادی همراه گردید. [مسلماً انسجام رفتاری و اتخاذ راهبردهای بلند مدت سیاست خارجی ] زمانی تحقق می­یافت که ایران بتواند خود را مورد بازیابی قرار داده و جایگاه خویش را در محیط بین­المللی پیدا نماید. طبعاً برای نیل به این شرایط لازم بود تا ایران خود را به لحاظ رفتاری تجدید سازمان نموده و الگوی جدیدی را در رفتار روابط خارجی خود مورد جستجو قرار دهد. این امر روند جدیدی را به لحاظ سیاسی ایجاد میکرد. در چارچوب روابط منطقه­ای بالاخص با کشورهای همسایۀ حاشیۀ خلیج فارس، دولت هاشمی رفسنجانی به احیای روابط و برقراری روابط حسنه اقدام کردند. امروزه به گفتۀ حجت­الاسلام رفسنجانی اصل اساسی سیاست خارجی ایران را « احترام به تمامیت ارضی و نیز ارزشهای اجتماعی و دینی دیگر مردمان » تشکیل می­دهد. به گفتۀ خود او این اصل در چارچوب منطقۀ خلیج فارس به این معنی است که « نمی­خواهیم به ژاندارم منطقه تبدیل شویم » و افزون بر آن، ایران نباید همسایگان خود را تحقیر یا مرعوب کند یا موجب شود که آنها احساس ناامنی کنند. برعکس ما همگی باید برای ساختن منطقۀ خلیج فارس با همدیگر همکاری کنیم. منطقۀ خلیج فارس باید شبیه منطقۀ گرداگرد خانه، مانند یک باغچۀ مشترک شود. محور سیاست­های جمهوری اسلامی ایران در زمان هاشمی رفسنجانی را باید اعاده ثبات در منطقۀ خلیج فارس دانست. متعاقب این امر ایجاد روابط مستحکم­تر با سیستم سرمایه­داری جهانی از اولویت روند جدید ایران بود. از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران درصدد بود تا روابط خود را با سازمانهای بین­المللی و منطقه­ای بازسازی نماید. این امر را می­توان در رویۀ جدید ایران با سازمان ملل متحد و سازمان کنفرانس اسلامی دانست. در این ارتباط ایران برای اولین بار آقای زنگنه را به عنوان نمایندۀ دائمی در سازمان کنفرانس اسلامی منصوب نمود. همکاری ایران با سازمان همکاری­های اقتصادی موسوم به « اکو » از این دوران گسترش یافت. وی در خصوص روابط منطقه­ای تأکید کردند که « تأکید من بر بر صلح است. ما باید به طور جدی برای ایجاد صلح در منطقه بکوشیم. اگر صلح در منطقه نباشد،‌ فکر نمی­کنم که مسائل و موضوعات فی ما بین آنطور که باید، پیشرفتی باید داشته باشد. وجود اعتماد متقابل بین همسایگان و شرایط آرام در منطقه، خود به خود بسیاری از مشکلات را برای ما حل می­کند. » پس جمهوری اسلامی ایران در چارچوب سیاست منطقه­ای خود سیاست تنش­زدایی را به مرحلۀ اجرا گذاشت. اما متأسفانه به دلیل وجود آثار به جا مانده از بحران­های سیاسی قبلی، یخ­های روابط تیرۀ ایران و کشورهای عرب حوزۀ خلیج فارس ذوب نشد. گویی حادثه­ای می­باید اتفاق می­افتاد تا همگان گذشته را به دست فراموشی سپارند و این اتفاق با حملۀ عراق به کویت به وقوع پیوست و دولت آقای هاشمی توانست با درک موقعیت مناسب جهت تأمین منافع ملی زمینۀ گسترش روابط با کشورهای عربی را فراهم کرده و با کاهش تنش­هایی که یک دهه بر مناسبات ایران با دولت­های عضو شورای همکاری خلیج فارس حاکم شده بود، به احیای روابط بپردازد.از جمله می­توان به بهبود روابط ایران و عربستان سعودی و کویت و کاهش تنش در روابط ایران و عربستان پس از شرکت ولیعهد عربستان در کنفرانس سران کشورهای اسلامی در تهران و سفر ده روزۀ آقای رفسنجانی در اواخر 1376 به عربستان سعودی نام برد. بهبود روابط جمهوری اسلامی ایران با کویت از اولین روزهای پس از پایان جنگ، آغاز و سپس به بقیۀ کشورهای عربی گسترش یافت. ایران به مناسبت رفع اشغال کویت آمادگی خود را در مهار چاه­های مشتعل نفت به کویت اعلام داشت که با استقبال امیر کویت مواجه شد، همچنین ایران در پاسخ به درخواست مقامات کویتی،‌ کمبود شدید مواد غذایی و مایحتاج اولیۀ کویت را تأمین کرد و لنج­های ایرانی با گذر از میادین مین و تقبل خطرات ناشی از آن، مواد غذایی، میوه و سایر مایحتاج عمومی را به کویت حمل و به صورت سنتی و با قیمت نازل در ساحل دریا و در بازا ر شملان عرضه کردند. این کار اثرات مثبت عمیقی در روحیۀ مردم کویت به جا گذاشت. بهبود روابط ایران با عربستان در این مقطع در قالب اوپک نقش مهمی در قالب این سازمان ایفا کرد. نیاز دو کشور به درآمدهای نفتی بیشتر آنها را ترغیب نمود تا همکاری­های خود را در این سازمان گسترش دهند. در این ارتباط به تبادل نظر وزرای نفت دو کشور و حمایت دو کشور از کاهش سهمیۀ تولید اعضا و همکاری در زمینۀ انتخاب دبیر کل اوپک از جملۀ این همکاریها بود که به تقویت بیشتر اوپک و افزایش درآمد اعضا و اتخاذ سیاست منسجم­تر نفتی و کنترل سطح تولید در اوپک انجامید. هاشمی رفسنجانی هم در خصوص زمینه روابط ایران با سایر کشورها می­گوید: « روابط ایران با کشورها، اصل منافع مشترک و برخورد مساوی و دوستانه حاکم است، و در منطقه خودمان نیز صلح و آرامش و همکاری را ضرورت بسیار جدی می­بینیم.مواضع آنها در مورد مسئلۀ فلسطین هم مشترک بود و سیاست خارجیشان بر لزوم دفاع از حقوق غصب شده ملت مظلوم فلسطین تأکید می­کرد. خاتمی می­گوید « طبیعی است که ما هر گونه تلاش انسانی را که برای مبارزه به غصب و ستم باشد تأئید می­کنیم و این به معنی آن نیست که ما کمک می­کنیم یا کمک تسلیحاتی می­کنیم، فقط تأیید سیاسی می­کنیم.  سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بعد از انقلاب اسلامی دچار تغییر و تحول گوناگونی گشته است، که در هر برحه­ای از زندگی سیاسی، تسلط گفتمان خاصی را شاهد بودیم. دست­اندرکاران همه این گفتمان­ها، اظهارات، رویکردها و نحوه اعمال سیاست خارجی خود را تابع منافع ملی و تأمین کننده اهداف سیاست خارجی کشور می­دانستند. آنچه که با مطالعه سیاست خارجی ایران بعد از انقلاب اسلامی می­توان فهمید، نبود برنامه­ریزی و عدم جهت­گیری­های کلان هم در سطح سیاست­های منطقه­ای و هم بین­المللی می­باشد، سیاست خارجی کشورمان از همان اوایل در بین گفتمان­های آرمان­گرایی و واقع­گرایی در نوسان بوده است، هر چند اتخاذ یکی به معنای نادیده­گرفتن دیگری نبوده است و ما نه آرمان­گرای صرف و نه واقع­گرای صرف بودیم.در جهت­گیری سیاست خارجی ایران، با به دست­گیری قدرت توسط نیروهای انقلابی و ایجاد انسجام داخلی و سیاسی، بالاخص بعد از پایان جنگ تحمیلی، ضرورت دقت و محاسبه­گری در سیاست­های داخلی و خارجی کشور بیش از پیش احساس شد، که شروع آن با آغاز به کار دولت آقای هاشمی رفسنجانی بود. [16]

رخدادهای بین المللی ایران در دوران هاشمی رفسنجانی:

اشغال کویت توسط عراق و نقش آن در ر

/ 0 نظر / 106 بازدید